چهارشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۹

سهراب سپهري ( به سراغ من اگر مي آييد )

به سراغ من اگر مي آييد، 

پشت هيچستانم .
پشت هيچستان جايي است.

 پشت هيچستان رگ هاي هوا ،

پر قاصد ها ييست که خبر مي آرند،

از گل واشده ي دورترين بوته ي خاک .

روي شنها هم نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است

که صبح،به سر تپهي معراج شقايق رفتم



پشت هيچستان ، چتر خواهش باز است:

تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،

زنگ باران به صدا مي آيد.

آدم اينجا تنهاست

                  و در اين تنهايي، سايه ي ناروني تا ابديت  جاريست .

به سراغ من اگر مي آييد،

                نرم و آهسته بياييد

                 مبادا که ترک بردارد چيني نازک تنهايي من.

هیچ نظری موجود نیست: