نمی دانم
خودم هم گم شده ام
در درون خودم
در عشقی که باورش برام سخته
اما مطمئنم هست
یه چیز شیرین
یه حرف
یه چیزی که سالها توی وجودم سنگینی می کنه
اون روز خودش رفت
رفت که از شنیدن صداش هم محرومم کنه
رفت که از دیدن ماه به ماهش جدام کنه
رفت که تلخی نبودش رو با اشکهای شورم پاک کنم
اما نمیشه، نه پاک میشه و نه از بین میره
عشقش موند و یه دنیا خاطره ی شیرین
فقط امیدوارم همیشه ســـــبز باشه
سبـــــــزتر از همیشه
فقط خوشحالم از موفقیت اون
کاش هیچوقت نمیدیدمش
کاش برای من هم یه آدم معمولی بود
یکی مثل هزاران کسی که هرروز می دیدم
کاش وقتی دیدمش دیگه نمیرفت
کاش وقتی که رفت همه خاطراتش رو هم برده بود
ولی خاطراتش همیشه با من هست
اگرچه من تو خاطراتش دیگه خیلی کمرنگ شدم
نــــــــه! شاید کاملا از خاطراتش پاک شدم
۱ نظر:
جالبه
ارسال یک نظر